anraunzen
با تندی سرزنش کردن، پرخاش کردن
Beispiele
- Nach dem Fehlpass ''raunzte'' ihn sein Mitspieler ''an''.بعد از پاس اشتباه، همتیمیاش با تندی او را سرزنش کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با لحنی خشن، عصبانی یا بیادبانه با کسی صحبت کردن؛ پرخاش کردن.
- Warum musst du mich immer so anraunzen?چرا همیشه باید اینطور به من پرخاش کنی؟
- Der Chef raunzte seinen Mitarbeiter wegen des Fehlers an.رئیس به خاطر اشتباه، سر کارمندش داد زد.