ansäuseln

Aussprache: /ˈanˌzɔɪ̯zl̩n/
Worttrennung: an·säu·seln
فعل

زمزمه کردن، به آرامی لمس کردن، کمی نوشیدن (برای مست شدن)

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden ansäuseln)

(مجازی، معمولاً منفی) با لحنی شیرین، چاپلوسانه یا اغواگرانه با کسی صحبت کردن برای جلب توجه یا منفعت

  • Er versuchte, die Chefin anzusäuseln, um eine Gehaltserhöhung zu bekommen.او سعی کرد با چاپلوسی رئیس را اغوا کند تا افزایش حقوق بگیرد.
  • Sie säuselte ihn an, um ihn zu überzeugen, ihr zu helfen.او با ناز و کرشمه با او حرف زد تا متقاعدش کند که به او کمک کند.