ansäuseln
زمزمه کردن، به آرامی لمس کردن، کمی نوشیدن (برای مست شدن)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden ansäuseln)
(مجازی، معمولاً منفی) با لحنی شیرین، چاپلوسانه یا اغواگرانه با کسی صحبت کردن برای جلب توجه یا منفعت
- Er versuchte, die Chefin anzusäuseln, um eine Gehaltserhöhung zu bekommen.او سعی کرد با چاپلوسی رئیس را اغوا کند تا افزایش حقوق بگیرد.
- Sie säuselte ihn an, um ihn zu überzeugen, ihr zu helfen.او با ناز و کرشمه با او حرف زد تا متقاعدش کند که به او کمک کند.