angeschwommen
شناکنان نزدیک شده
Bedeutungen
1
Dativ (مکانی که به آن شنا میکنند)
رسیدن به ساحل یا مکانی دیگر از طریق شنا، به ویژه در مورد حیوانات یا اشیاء شناور.
- Die angeschwemmten Trümmer des Schiffes erreichten schließlich die Küste.بقایای شناور کشتی سرانجام به ساحل رسیدند.
- Das verletzte Tier schwamm mühsam dem Ufer an.حیوان مجروح به سختی به سمت ساحل شنا کرد.
2
Akkusativ (شخص یا شیئی که به آن نزدیک میشوند)
به طور ناگهانی و غیرمنتظره شناکنان به کسی یا چیزی نزدیک شدن.
- Plötzlich schwamm ein großer Fisch der Taucherin an.ناگهان یک ماهی بزرگ به سمت غواص شنا کرد.
- Die angeschwemmte Flaschenpost trieb auf den Kahn zu.نامه در بطری که شناکنان میآمد، به سمت قایق راند.