anwärmen

Aussprache: /ˈanˌvɛʁmən/
Worttrennung: an·wär·men
فعل

گرم کردن (کمی)، گرم شدن (به تدریج)، آماده شدن (برای کار یا فعالیت)

Beispiele

  • Da Milch sehr schnell anbrennen kann, sollte man diese nur langsam ''anwärmen''.از آنجایی که شیر می‌تواند خیلی سریع بسوزد، باید آن را فقط به آرامی گرم کرد.
  • Viele Sänger müssen sich erst ein wenig ''anwärmen'', damit sie die sehr hohen Töne sicher treffen.بسیاری از خوانندگان باید ابتدا کمی آماده شوند تا بتوانند نت‌های بسیار بالا را با اطمینان اجرا کنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را کمی گرم کردن، به دمای مطلوب رساندن.

  • Kannst du bitte die Suppe anwärmen?می‌توانی لطفاً سوپ را کمی گرم کنی؟
  • Ich muss meine Hände anwärmen, sie sind ganz kalt.باید دست‌هایم را گرم کنم، کاملاً سرد هستند.