anzapfen

Aussprache: /ˈantsapfn̩/
Wortzerlegung: an·zap·fen
فعل

شیر زدن (به بشکه)، وصل شدن (به خطوط تلفن/آب/کامپیوتر)، بهره‌برداری کردن (از منابع)

Beispiele

  • Jedes Jahr ''zapft'' der Münchner Oberbürgermeister das erste Bierfass auf der Wiesn persönlich ''an.هر سال، شهردار مونیخ شخصاً اولین بشکه آبجو را در "اُکتوبرفست" "شیر می‌زند".
  • Die Polizei ''hat'' das Telefon des Verdächtigen ''angezapft.پلیس تلفن مظنون را "شنود کرده" است.
  • Der Detektiv hatte einen gut vernetzten Informanten, den er ''anzapfen'' konnte, wenn es um das Thema Geldfälschung ging.کارآگاه یک خبرچین با ارتباطات قوی داشت که می‌توانست در مورد جعل پول از او "بهره‌برداری کند".
  • Er pflegte Beziehungen zu mehreren Frauen gleichzeitig, die er alle ''anzapfte.او همزمان با چندین زن رابطه داشت که همه آنها را "استثمار می‌کرد".

Bedeutungen

1 Akkusativ

مایعی را از منبعی (مثل بشکه، درخت) با باز کردن شیر یا سوراخ کردن خارج کردن.

  • Er hat das Bierfass angezapft.او بشکه آبجو را شیر کرد.
  • Die Bäume werden im Frühling angezapft, um Ahornsirup zu gewinnen.درختان در بهار شیره کشی می‌شوند تا شربت افرا به دست آید.
2 Akkusativ

از یک منبع (مثل اطلاعات، انرژی، پول) بهره‌برداری کردن یا آن را مورد استفاده قرار دادن.

  • Die Firma versucht, neue Märkte anzuzapfen.شرکت تلاش می‌کند بازارهای جدیدی را هدف قرار دهد (بهره‌برداری کند).
  • Er hat seine Kontakte angezapft, um an die Informationen zu kommen.او از ارتباطاتش استفاده کرد تا به اطلاعات دست یابد.
3 Akkusativ

به صورت غیرقانونی به یک خط تلفن یا ارتباط دیگر وصل شدن برای شنود.

  • Die Polizei hat sein Telefon angezapft.پلیس تلفن او را شنود کرده است.
  • Es wird vermutet, dass ihre E-Mails angezapft wurden.گمان می‌رود که ایمیل‌های او شنود شده‌اند.