anzaubern
با جادو به دست آوردن/آوردن، با جادو چسباندن (معمولاً چیز ناخوشایند)
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با جادو ظاهر کردن یا کسی را با جادو یا جذابیت افسون کردن
- Die Hexe zauberte einen Fluch an.جادوگر نفرینی را ظاهر کرد.
- Er hat sie mit seinem Lächeln angezaubert.او با لبخندش او را افسون کرد.