anzotteln

Aussprache: /ˈantsɔtl̩n/
Wortzerlegung: an·zot·teln
فعل

به آرامی نزدیک شدن، با بی‌حالی یا با تاخیر رسیدن

Beispiele

  • Ich musste mehrmals nach unserem Hund pfeifen, bis er geruhte ''anzuzotteln.مجبور شدم چندین بار برای سگمان سوت بزنم تا او بالاخره به آرامی نزدیک شد.

Bedeutungen

1 (sich)

به آرامی، با دشواری و اغلب با بی‌دقتی حرکت کردن، به خصوص وقتی که فرد خسته یا پیر است.

  • Der alte Mann zottelte langsam den Berg hinauf.پیرمرد به آرامی و با زحمت از کوه بالا می‌رفت.
  • Nach der langen Wanderung zottelten wir müde nach Hause.بعد از پیاده‌روی طولانی، خسته و آهسته به خانه برگشتیم.