anzuckern
شکرپاشیدن روی (کیک و غیره)، با پودر قند پوشاندن، کمی با برف پوشاندن
Beispiele
- Den noch heißen Stollen gut mit zerlassener Butter bestreichen und kräftig mit Vanille-Staubzucker ''anzuckern.استولن داغ را با کره ذوب شده خوب چرب کنید و به شدت با پودر قند وانیلی شکرپاشی کنید.
Bedeutungen
1
Akkusativ
روی یک غذا یا شیرینی شکر پاشیدن برای شیرین کردن یا تزئین.
- Sie hat die Waffeln mit Puderzucker angezuckert.او روی وافلها پودر قند پاشید.
- Den Kuchen vor dem Servieren leicht anzuckern.کیک را قبل از سرو کمی شکر بپاشید.