angrabschen
لمس کردن (با بیاحترامی)، دست زدن (با بیاحترامی)
Beispiele
- Also zwischen ''Angrabschen'' und Anfassen gibt es einen Unterschied. Ich möchte mich nicht ''angrabschen'' lassen und da setze ich auch deutliche Grenzen.خب بین لمس کردن (با بیاحترامی) و دست زدن تفاوت وجود دارد. من نمیخواهم کسی به من دست بزند (با بیاحترامی) و در این مورد مرزهای روشنی تعیین میکنم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با خشونت یا بیادبی به چیزی یا کسی چنگ زدن یا دستمالی کردن، اغلب با مفهوم ناخواسته و جنسی.
- Er hat sie auf der Party angegrabscht.او در مهمانی به او دستمالی کرد.
- Man sollte niemanden einfach so angrabschen.نباید کسی را همینطور بیاجازه دستمالی کرد.