angrillen

Aussprache: /ˈanˌɡrɪlən/
Wortzerlegung: an·gril·len
فعل

اولین باربکیوی سال را راه انداختن

Beispiele

  • Sonntag wird ''angegrillt!یکشنبه اولین باربکیوی سال انجام می‌شود!
  • Die Bremerhavener freuen sich auf ein sonniges Wochenende. Für viele gehören Grillwürste und Nackensteaks dazu. Es wird ''angegrillt'' in der Stadt.مردم برمرهافن مشتاق یک آخر هفته آفتابی هستند. برای بسیاری، سوسیس‌های باربکیو و استیک گردن جزو ملزومات است. در شهر باربکیوی فصلی آغاز می‌شود.

Bedeutungen

1 (intransitiv)

اولین بار در سال کباب کردن، شروع فصل کباب‌پزی (به طور معمول در بهار)

  • Wir haben letztes Wochenende angegrillt.ما آخر هفته گذشته اولین کباب سال را زدیم.
  • Wann wollt ihr dieses Jahr angrillen?امسال کی می‌خواهید فصل کباب‌پزی را شروع کنید؟