angrinsen
با پوزخند نگاه کردن، با لبخند شیطنتآمیز نگاه کردن
Beispiele
- Er hatte so eine spezielle Art, Frauen unverschämt ''anzugrinsen.او روش خاصی برای نگاه کردن شیطنتآمیز به زنان داشت.
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden angrinsen)
با پوزخند یا نیشخند به کسی نگاه کردن، معمولاً به شکلی که نشاندهنده تمسخر، شیطنت یا عدم جدیت باشد.
- Er grinste mich frech an.او با گستاخی به من پوزخند زد.
- Warum grinst du mich so komisch an?چرا اینقدر عجیب به من نیشخند میزنی؟