angurten
کمربند بستن (خود را یا دیگری را)
Beispiele
- Dann steigt er ins Auto und lädt drei Fünftklässler zum Mitfahren ein. So ganz nebenbei erfahren jene und alle Zuschauer, wie man sich dort sicher ''angurtet'' und - falls noch erforderlich - einen Kindersitz benutzt.سپس سوار ماشین میشود و سه دانشآموز کلاس پنجم را برای همراهی دعوت میکند. به طور کاملاً اتفاقی، آنها و همه تماشاگران میآموزند که چگونه خود را در آنجا ایمن ببندند و در صورت لزوم از صندلی کودک استفاده کنند.
Bedeutungen
1
sich
کمربند ایمنی را بستن (معمولاً به صورت انعکاسی: sich angurten)
- Bitte gurten Sie sich vor der Fahrt an.لطفاً قبل از حرکت کمربند ایمنی خود را ببندید.
- Er hat sich sofort angegurtet, als er ins Auto stieg.او به محض سوار شدن به ماشین، فوراً کمربند ایمنی خود را بست.