anhäkeln
وصله کردن با قلاب بافی, اضافه کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas) + an + Akkusativ (etwas)
چیزی را با قلاببافی به چیز دیگری وصل کردن یا اضافه کردن.
- Sie häkelte eine neue Spitze an den alten Vorhang an.او یک حاشیه جدید به پرده قدیمی قلاببافی کرد.
- Kannst du bitte diese bunte Borte an das Kleid anhäkeln?میتوانی لطفا این نوار رنگی را به لباس قلاببافی کنی؟