anhängig

Aussprache: /ˈanhɛŋɪç/
Worttrennung: an·hän·gig
صفت

در جریان (پرونده قضایی)، مطرح‌شده

Bedeutungen

1

در مورد پرونده‌های حقوقی یا اداری: در حال بررسی، رسیدگی یا معلق بودن؛ هنوز نهایی نشده.

  • Der Fall ist noch anhängig und wird nächste Woche verhandelt.پرونده هنوز در جریان است و هفته آینده رسیدگی خواهد شد.
  • Es gibt noch einige anhängige Anträge, die bearbeitet werden müssen.هنوز چند درخواست مطرح‌شده وجود دارد که باید رسیدگی شوند.
  • Die Klage ist seit Monaten anhängig.این شکایت ماه‌هاست که در جریان است.
2

وابسته، وابسته بودن به کسی یا چیزی؛ متکی بودن.

  • Die Kinder sind noch sehr anhängig von ihren Eltern.بچه‌ها هنوز خیلی به والدین خود وابسته هستند.
  • Er war ihr immer sehr anhängig.او همیشه خیلی به او وابسته بود.
  • Diese Angelegenheit ist noch anhängig.این موضوع هنوز در دست بررسی است (وابسته به تصمیم‌گیری است).