anhaften

Aussprache: /ˈanˌhaftn̩/
Wortzerlegung: an·haf·ten
فعل

چسبیدن، آلوده بودن، نسبت داده شدن (معمولاً منفی)

Beispiele

  • Diese ganzen zerquetschten Mücken ''haften'' so fest an der Frontscheibe ''an,'' dass ich sie kaum abkriege.این مگس‌های له شده آنقدر به شیشه جلو چسبیده‌اند که به سختی می‌توانم آن‌ها را پاک کنم.
  • Das Stück erzählt vom Festhalten an Vergänglichem, von Liebe und Schmerz, von Erlösung. ‚Wir erleben heute viele Menschen, die Vergänglichem ''anhaften.این قطعه درباره چسبیدن به چیزهای زودگذر، عشق و درد، و رهایی است. 'امروزه بسیاری از مردم را می‌بینیم که به چیزهای زودگذر چسبیده‌اند.

Bedeutungen

1 Dativ

به چیزی چسبیدن یا به آن متصل بودن (فیزیکی).

  • Der Schmutz haftet an den Schuhen an.کثیفی به کفش‌ها چسبیده است.
  • Feuchtigkeit haftet an der Oberfläche an.رطوبت به سطح می‌چسبد.
2 Dativ

(مجازی) به چیزی ذاتی بودن، به چیزی وابسته بودن یا همراه بودن (معمولاً صفات یا ویژگی‌ها).

  • Ein gewisser Ruf haftet ihm seit Jahren an.یک شهرت خاص سال‌هاست که به او چسبیده است (با او همراه است).
  • Dieser Theorie haftet ein grundlegender Fehler an.یک خطای اساسی به این نظریه ذاتی است (با آن همراه است).