anhalftern
افسار بستن (به حیوان)
Bedeutungen
1
Akkusativ
(به حیوان) افسار زدن، مهار کردن
- Der Bauer halfterte das Pferd an, bevor er es zum Feld führte.کشاورز قبل از اینکه اسب را به مزرعه ببرد، به آن افسار زد.
- Man muss das Tier gut anhalftern, damit es nicht wegläuft.باید حیوان را خوب مهار کرد تا فرار نکند.
2
Akkusativ
(مجازی) کسی یا چیزی را محدود یا کنترل کردن، به چیزی وابسته کردن
- Die neuen Regeln sollen die Ausgaben anhalftern.قوانین جدید قرار است هزینهها را مهار کنند.
- Man versucht, die Mitarbeiter an das Unternehmen anzuhalftern, indem man ihnen Vorteile bietet.تلاش میشود با ارائه مزایا، کارکنان را به شرکت وابسته کنند.