anhalsten

Aussprache: /ˈanˌhalstən/
Wortzerlegung: an·hals·ten
Konjugierte Form

قلاده بستیم/بستید/بستند (به گردن سگ)

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) + jemandem (Dativ)

به صورت ناخواسته یا با اصرار، مسئولیتی، کاری یا مشکلی را به دوش فرد دیگری انداختن؛ اغلب به معنای تحمیل کردن چیزی که فرد تمایلی به پذیرش آن ندارد.

  • Man versuchte, ihm die gesamte Verantwortung für das Scheitern des Projekts anzuhalsen.تلاش کردند تا تمام مسئولیت شکست پروژه را به گردن او بیندازند.
  • Sie hatte keine Lust, sich diese zusätzliche Arbeit anhalsten zu lassen.او تمایلی نداشت که این کار اضافی را به او تحمیل کنند.