anheben
بالا بردن، بلند کردن
Beispiele
- Kannst du bitte deinen Stuhl etwas ''anheben,'' ein Bein steht auf meiner Jacke.میتوانی لطفاً صندلیات را کمی «بالا ببری»؟ یک پایهاش روی کت من است.
- Auch wenn die Schätzungen zu Hebungen in Afrika sehr weit auseinandergehen, gibt es doch Hinweise darauf, dass zum Beispiel das Gebirgsgebiet Namibias, welches aktuell bis über 2000 Meter hoch aufragt, in den letzten 10 Millionen Jahren um etwa 1000 Meter ''angehoben'' wurde.حتی اگر تخمینها درباره بالا آمدن زمین در آفریقا بسیار متفاوت باشد، نشانههایی وجود دارد که مثلاً منطقه کوهستانی نامیبیا که اکنون تا بیش از ۲۰۰۰ متر ارتفاع دارد، در ۱۰ میلیون سال گذشته حدود ۱۰۰۰ متر «بالا آمده» است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را کمی بلند کردن، بالا آوردن.
- Er hob den Deckel des Topfes an.او درب قابلمه را بلند کرد.
- Sie hob das Kind vorsichtig an.او کودک را با احتیاط بلند کرد.
2
Akkusativ
چیزی را افزایش دادن، بالا بردن (مثلاً قیمتها، حقوق، سطح).
- Die Regierung hat die Steuern angehoben.دولت مالیاتها را افزایش داده است.
- Die Firma wird die Gehälter der Mitarbeiter anheben.شرکت حقوق کارمندان را افزایش خواهد داد.