فعل
چسباندن، ضمیمه کردن، سنجاق کردن
معانی و تعاریف anheften:
- چسباندن، سنجاق کردن، چیزی را به چیز دیگری وصل کردن
- ضمیمه کردن، پیوست کردن (معمولاً اسناد)
جملات نمونه برای anheften:
Ein Schütze trägt seine Erfolge auf der Brust. Wer sich welche Orden ''anheften'' darf, ist eine Wissenschaft für sich.
یک تیرانداز موفقیتهایش را روی سینهاش میچسباند. اینکه چه مدالهایی را میتوان به خود آویخت، خود علمی است.
Sie heftete die Notiz an die Pinnwand.
او یادداشت را به تخته اعلانات چسباند.
Der Lehrer heftete die Zeichnung des Kindes an die Wand.
معلم نقاشی کودک را به دیوار سنجاق کرد.