فعل
حس آشنا و دلپذیر دادن، حس خانگی القا کردن
معانی و تعاریف anheimeln:
- احساس راحتی و آشنایی دادن، دنج و خودمانی به نظر رسیدن (اغلب به صورت انعکاسی یا غیرشخصی)
جملات نمونه برای anheimeln:
„Erstaunlich, wie einen das Vorvergangene gleich ''anheimelt,'' selbst dort, wo man es nicht einmal mit der eigenen Kindheit verknüpfen kann.“
"شگفتانگیز است که چگونه گذشته بلافاصله به انسان حس آشنا و دلپذیر میدهد، حتی در جایی که نمیتواند آن را با دوران کودکی خود مرتبط کند."
Die alte Hütte heimelte ihn sofort an.
کلبه قدیمی فوراً به او احساس راحتی داد.
Es heimelt hier richtig an.
اینجا واقعاً دنج و خودمانی است.