فعل
جادو کردن بر کسی، طلسم کردن، گره زدن (پارچه)
معانی و تعاریف anhexen:
- کسی/چیزی را جادو کردن، طلسم کردن، مسحور کردن (اغلب به صورت شوخی یا استعاری)
جملات نمونه برای anhexen:
Er war fest davon überzeugt, dass eine von diesen Kräuterfrauen ihm die Warze auf der Nase ''angehext hat.''
او کاملاً متقاعد شده بود که یکی از این زنان گیاهشناس، زگیل روی بینیاش را "جادو کرده است".
Sie hat ihn mit ihrem Charme angehext.
او با جذابیتش او را مسحور کرد.
Manchmal fühlt es sich an, als hätte jemand das Wetter angehext.
گاهی اوقات حس میشود که انگار کسی آب و هوا را جادو کرده است.