Konjugierte Form
آویزان بودند، ضمیمه بودند، اضافه بودند (آنها)
معانی و تعاریف anhingen:
- چیزی را به صورت فیزیکی یا مجازی به چیزی دیگر وصل کردن یا ضمیمه کردن، اغلب با بار معنایی غیررسمی یا کمی تحقیرآمیز.
جملات نمونه برای anhingen:
Er hing der alten Dame eine falsche Geschichte an, um sie zu täuschen.
او داستانی نادرست به پیرزن چسباند تا او را فریب دهد.
Manche Leute neigen dazu, jedem neuen Trend etwas Negatives anzuhängen.
برخی افراد تمایل دارند به هر روند جدیدی چیزی منفی بچسبانند.