anhupen
بوق زدن (برای جلب توجه یا هشدار)
Beispiele
- Fährt in Deutschland ein Radfahrer gegen die Einbahnstraße, ''hupen'' ihn die Autofahrer ''an'' wie blöde – weil er ja offensichtlich und offensiv gegen die Regeln verstößt.وقتی دوچرخهسواری در آلمان خلاف جهت خیابان میرود، رانندگان با عصبانیت به او بوق میزنند - چون او آشکارا و علنی خلاف قوانین عمل میکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با بوق خودرو یا وسیله نقلیه دیگر، به کسی علامت دادن یا توجه او را جلب کردن.
- Der Taxifahrer hupte mich an, weil ich im Weg stand.راننده تاکسی به من بوق زد چون سر راهش بودم.
- Man darf hier nicht anhupen.اینجا نباید بوق زد.