ankörnen

Aussprache: /ˈankœrnən/
Worttrennung: an·kör·nen
فعل

طعمه دادن (به حیوانات وحشی)، علامت‌گذاری (فلز)

Beispiele

  • Sauen werden in besonderen Saufängen, zu welchen sie vorher sorgfältig ''angekörnt'', d. h. durch ausgestreute Äsung gelockt sind, gefangen.گرازها در تله‌های مخصوصی که قبلاً با دقت «طعمه داده شده‌اند»، یعنی از طریق پخش دانه (مانند دانه‌های ذرت) به آن جلب شده‌اند، شکار می‌شوند.

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) ankörnen

یک فرورفتگی یا علامت کوچک روی ماده‌ای (معمولاً فلز) ایجاد کردن تا شروع سوراخکاری با مته آسان‌تر شود.

  • Vor dem Bohren muss man das Metall genau ankörnen.قبل از سوراخکاری باید فلز را دقیقاً نشانه‌گذاری کرد.
  • Er körnte die Stelle an, wo das Loch sein sollte.او نقطه‌ای را که سوراخ باید باشد، نشانه‌گذاری کرد.