ankünden
اعلام کردن، خبر دادن، پیشبینی کردن
Beispiele
- Den Hausmüttern gefiel es noch besonders, daß die Henne es gackernd ''ankündete,'' wenn sie ein Ei gelegt hatte.خانمهای خانهدار از اینکه مرغ با قُدقُد کردن اعلام میکرد که تخم گذاشته است، بسیار خوششان آمد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به صورت عمومی اعلام کردن یا از چیزی که در آینده رخ خواهد داد، خبر دادن.
- Die Regierung kündigte neue Maßnahmen zur Wirtschaftsförderung an.دولت اقدامات جدیدی را برای توسعه اقتصادی اعلام کرد.
- Er kündigte seinen Rücktritt überraschend an.او استعفای خود را به طور غیرمنتظرهای اعلام کرد.
2
Akkusativ
نشانهای از چیزی که در آینده اتفاق خواهد افتاد (اغلب ناخوشایند) بودن؛ پیشبینی کردن.
- Die dunklen Wolken kündeten einen Sturm an.ابرهای تیره طوفانی را نوید میدادند.
- Seine schlechte Laune kündete Ärger an.بدخلقی او نشانهای از دردسر بود.