ankernden
لایروب، لنگرانداز (صفت برای اسم جمع یا مفرد در حالت مفعولی)
Bedeutungen
1
in + Dativ (Ort)
کشتی یا قایق با استفاده از لنگر در آب ثابت شده و متوقف شده است.
- Das Schiff lag sicher im Hafen geankert.کشتی با اطمینان در بندر لنگر انداخته بود.
- Wir sahen die Segelboote friedlich in der Bucht ankernden.ما قایقهای بادبانی را دیدیم که آرام در خلیج لنگر انداخته بودند.
2
in + Dativ (Ort)
به طور استعاری، در مکانی مستقر شدن، اقامت کردن یا تثبیت شدن.
- Nach Jahren des Reisens hatte er endlich in einer kleinen Stadt an der Küste geankert.پس از سالها سفر، او سرانجام در شهری کوچک در کنار ساحل مستقر شده بود.
- Die Idee des Friedens schien in den Herzen der Menschen geankert zu sein.ایده صلح به نظر میرسید در قلب مردم تثبیت شده باشد.