anknöpfeln

Aussprache: /ˈanˌknœpfl̩n/
Worttrennung: an·knöp·feln
فعل

دکمه زدن (به صورت کوچک و بامزه)

Beispiele

  • Er kann keine Krawatten binden, aber er hat eine, die man ''anknöpfeln'' kann.او نمی‌تواند کراوات ببندد، اما یکی دارد که می‌توان آن را دکمه زد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با دکمه‌های کوچک (Knöpfchen) به چیز دیگری وصل کردن یا بستن. (معمولاً برای لباس‌های بچگانه یا جزئیات کوچک)

  • Sie knöpfelte das Babyhemdchen an.او پیراهن کوچک بچه را دکمه زد.
  • Die kleinen Knöpfe müssen vorsichtig angeknöpfelt werden.دکمه‌های کوچک باید با دقت بسته شوند.