anknöpfen
دکمه زدن، وصل کردن (با دکمه)
Beispiele
- Einfache Hosenträger sind ab 11 Euro zu haben, das Luxus-Modell ‚Dresden‘, das man am Hosenbund festklemmen oder mit Lederlaschen ''anknöpfen'' kann, kostet 36 Euro.بندهای شلوار ساده از ۱۱ یورو موجود هستند، مدل لوکس 'درسدن' که میتوان آن را به کمر شلوار گیره زد یا با بندهای چرمی وصل کرد، ۳۶ یورو قیمت دارد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با دکمه به چیز دیگری وصل کردن یا بستن.
- Er knöpfte den Mantel an.او کتش را دکمه زد.
- Kannst du mir helfen, diesen Knopf anzuknöpfen?میتوانی کمکم کنی این دکمه را ببندم؟
2
an + Akkusativ
(مجازی) مکالمه یا ارتباطی را با کسی شروع کردن، به چیزی وصل شدن (در بحث).
- Sie versuchte, ein Gespräch an ihn anzuknüpfen.او سعی کرد با او سر صحبت را باز کند.
- Ich möchte an Ihre vorherigen Bemerkungen anknüpfen.من میخواهم به اظهارات قبلی شما بپردازم (وصل شوم).