anknabbern

Aussprache: /ˈanknabɐn/
Wortzerlegung: an·knab·bern
فعل

کمی خوردن، گاز زدن، جویدن (از گوشه‌ای)

Beispiele

  • Ratten ''knabbern'' alles ''an,'' was sie finden.موش‌ها هر چیزی را که پیدا کنند می‌خورند.
  • Der Hefezopf ''ist'' ja schon ''angeknabbert!نان شیرینی قبلاً کمی خورده شده است!

Bedeutungen

1 Akkusativ

کمی از چیزی را با دندان جویدن یا گاز زدن، معمولاً به صورت سطحی یا برای شروع خوردن.

  • Die Maus hat den Käse angeknabbert.موش پنیر را گاز زد.
  • Er knabberte an seinem Apfel.او سیبش را گاز می‌زد.
2 Akkusativ

(مجازی) شروع به استفاده یا مصرف کردن از چیزی، یا به تدریج از چیزی کاستن.

  • Die hohen Kosten knabbern an unserem Budget.هزینه‌های بالا بودجه ما را کم می‌کنند (به آن آسیب می‌زنند).
  • Wir haben schon die erste Flasche Wein angeknabbert.ما قبلاً اولین بطری شراب را شروع کرده‌ایم (کمی از آن خورده‌ایم).