anknoteten
گره زدند (گذشته فعل anknoten)
Bedeutungen
1
Akkusativ
دو سر طناب یا ریسمان را به هم گره زدن تا یک اتصال محکم ایجاد شود؛ یا یک سر طناب را به چیزی گره زدن.
- Er knotete das Seil fest an den Baum an, um sicherzustellen, dass es nicht verrutschte.او طناب را محکم به درخت گره زد تا مطمئن شود که لیز نمیخورد.
- Die beiden Enden des Bandes wurden sorgfältig angeknotet, um eine Schleife zu formen.دو سر روبان با دقت به هم گره زده شدند تا یک پاپیون تشکیل دهند.
2
an + Akkusativ
ایجاد یک پیوند یا اتصال قوی و پایدار، اغلب به صورت مجازی یا استعاری.
- Die Erinnerungen an seine Kindheit waren fest an diesen Ort angeknotet.خاطرات دوران کودکیاش به شدت به این مکان گره خورده بود.
- Der Erfolg des Projekts war an die sorgfältige Planung und Ausführung angeknotet.موفقیت پروژه به برنامهریزی و اجرای دقیق گره خورده بود.