فعل
به تن کردن، پوشیدن (لباس)؛ روشن کردن (دستگاه، آتش)
معانی و تعاریف ankriegen:
- چیزی را روشن کردن یا به کار انداختن (مانند موتور، تلویزیون)
- (عامیانه) چیزی را به دست آوردن، موفق به خریدن یا گرفتن چیزی شدن
جملات نمونه برای ankriegen:
Wie soll ich denn dieses Kleid ''ankriegen?''
چطور باید این لباس را بپوشم؟
Alle Kinder ''kriegten'' dicke Jacken ''an.''
همه بچهها کتهای ضخیم پوشیدند.
Ich ''kriege'' den Fernseher nicht ''an.''
من نمیتوانم تلویزیون را روشن کنم.