anlagern
متصل کردن، جذب کردن، انباشته شدن
Beispiele
- Sie können beide Methylgruppen an das Kohlenstoffatom 2 ''anlagern'' (oder beide an das Kohlenstoffatom 3).آنها میتوانند هر دو گروه متیل را به اتم کربن ۲ متصل کنند (یا هر دو را به اتم کربن ۳).
Bedeutungen
1
sich + an + Akkusativ / Akkusativ
(چیزی) روی سطح دیگری انباشته شدن، رسوب کردن، جذب شدن
- Fett lagert sich an den Gefäßwänden an.چربی روی دیواره رگها انباشته میشود.
- Die Partikel lagern sich an der Oberfläche an.ذرات روی سطح رسوب میکنند.
2
Akkusativ
(شیمی) اضافه کردن، متصل کردن (اتمها یا مولکولها)
- Sauerstoff lagert sich an das Hämoglobin an.اکسیژن به هموگلوبین متصل میشود.
- Diese Substanz kann andere Moleküle anlagern.این ماده میتواند مولکولهای دیگر را جذب کند.