anlegen
ایجاد کردن، سرمایهگذاری کردن، پوشیدن/بستن، پهلو گرفتن، نشانه گرفتن، درگیر شدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (Geld) + in + Dativ
سرمایهگذاری کردن (پول در سهام، بانک و غیره)
- Er legt sein Geld in Aktien an.او پولش را در سهام سرمایهگذاری میکند.
- Es ist klug, das Ersparte langfristig anzulegen.عاقلانه است که پسانداز را بلندمدت سرمایهگذاری کنید.
2
Akkusativ
ایجاد کردن، ساختن، راهاندازی کردن (باغ، فایل، حساب، لیست)
- Sie wollen einen neuen Park anlegen.آنها میخواهند یک پارک جدید ایجاد کنند.
- Ich habe einen neuen Ordner auf dem Computer angelegt.من یک پوشه جدید در کامپیوتر ایجاد کردم.
3
Akkusativ
پوشیدن، بستن (لباس رسم، کمربند ایمنی، زره)
- Bitte legen Sie den Sicherheitsgurt an.لطفاً کمربند ایمنی را ببندید.
- Der Arzt legte ihm einen Verband an.پزشک برای او بانداژ بست.
4
sich + mit + Dativ
درگیر شدن، درافتادن با کسی (به صورت انعکاسی)
- Leg dich nicht mit ihm an!با او درگیر نشو!
- Er hat sich mit seinem Chef angelegt.او با رئیسش درافتاد.
5
intransitiv / an + Dativ
پهلو گرفتن (کشتی یا قایق در اسکله)
- Das Schiff legt am Hafen an.کشتی در بندر پهلو میگیرد.
- Der Kapitän steuerte die Fährstation an, um anzulegen.کاپیتان به سمت ایستگاه شناور رفت تا پهلو بگیرد.
6
Akkusativ (Waffe) + auf + Akkusativ
نشانه گرفتن (اسلحه به سمت هدف)
- Der Jäger legte das Gewehr an.شکارچی تفنگ را نشانه گرفت.
- Er legte die Pistole auf das Ziel an.او اسلحه را به سمت هدف نشانه گرفت.