anlesen
شروع به خواندن کردن، با مطالعه سطحی دانش کسب کردن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) anlesen
شروع به خواندن کتاب یا متنی کردن و بخشی از ابتدای آن را مطالعه نمودن
- Ich habe den neuen Roman erst angelesen, aber er scheint sehr gut zu sein.من فقط ابتدای رمان جدید را شروع به خواندن کردهام، اما به نظر بسیار خوب میرسد.
- Er hat das Buch nur angelesen und dann wieder weggelegt.او فقط چند صفحه اول کتاب را خواند و بعد دوباره آن را کنار گذاشت.
2
sich (Dativ) + etwas (Akkusativ) anlesen
دانش و اطلاعاتی را صرفاً بر اساس مطالعه نظری (بدون تجربه عملی) به دست آوردن
- Er hat sich theoretisches Wissen über Programmierung angelesen.او دانش نظری درباره برنامهنویسی را با مطالعه کتاب کسب کرده است.
- Manches kann man sich nicht einfach anlesen, man muss es üben.بعضی چیزها را نمیشود صرفاً با کتاب خواندن یاد گرفت، باید آنها را تمرین کرد.