anlieben

Aussprache: /ˈanˌliːbən/
Wortzerlegung: an·lie·ben
فعل

عشق ورزیدن مداوم (در برابر بی‌مهری/ادبی)

Bedeutungen

1 gegen + Akkusativ anlieben / jemanden anlieben

در برابر سردی، بی‌مهری یا دشمنی با مداومت و اراده عشق ورزیدن (کاربرد بسیار خاص، دینی یا ادبی)

  • Man muss versuchen, gegen die Kälte in der Gesellschaft anzulieben.باید تلاش کرد که در برابر برودت و بی‌مهری جامعه با عشق‌ورزی ایستادگی کرد.
  • Gott sucht Menschen, die gegen alle Herzenskälte anlieben.خدا به دنبال انسان‌هایی است که در برابر هرگونه بی‌مهری و قساوت، عشق می‌ورزند.