فعل
به طور نامحسوس نگاه کردن، دزدکی نگاه کردن.
معانی و تعاریف anlinsen:
- به سرعت و اغلب مخفیانه، معمولاً با چشمهای نیمهباز یا دزدکی به کسی یا چیزی نگاه کردن
جملات نمونه برای anlinsen:
„Eli ''linste'' sie ''an'', aber sie fand keinen Hinweis in seinen Augen, dass er sie erkannt hätte.“
«الی به او دزدکی نگاه کرد، اما هیچ نشانی در چشمانش نیافت که او را شناخته باشد.»
Er linste heimlich zu ihr an, um ihre Reaktion zu sehen.
او مخفیانه به او زیرچشمی نگاه کرد تا واکنش او را ببیند.
Sie linste neugierig an das Geschenk an, das auf dem Tisch lag.
او با کنجکاوی به هدیهای که روی میز بود، دزدکی نگاه کرد.