anmaßen

Aussprache: /ˈanˌmaːsn̩/
Worttrennung: an·ma·ßen
فعل

به خود اجازه دادن (چیزی که حق کسی نیست)، ادعا کردن، به ناحق چیزی را برای خود قائل شدن

Beispiele

  • Der Staat kann ''sich'' nicht ''anmaßen,'' an Stelle der Religionsgemeinschaften zu definieren, was Religion ist.دولت نمی‌تواند به خود اجازه دهد که به جای جوامع مذهبی، دین را تعریف کند.

Bedeutungen

1 sich (Dativ) + Akkusativ

چیزی (مانند حق، صلاحیت) را بدون داشتن مجوز یا شایستگی به خود نسبت دادن یا ادعا کردن.

  • Er maßt sich Kompetenzen an, die er nicht besitzt.او صلاحیت‌هایی را به خود نسبت می‌دهد که ندارد.
  • Niemand sollte sich das Recht anmaßen, über andere zu urteilen.هیچ‌کس نباید حق قضاوت درباره دیگران را به خود نسبت دهد.
2 sich (Akkusativ)

گستاخی کردن، جرأت کردن (معمولاً در جملات منفی یا با مفهوم منفی برای بیان تعجب یا نارضایتی).

  • Wie kannst du dich anmaßen, so etwas zu sagen?چطور جرأت می‌کنی چنین چیزی بگویی؟
  • Sie maßt sich an, alles besser zu wissen.او گستاخی می‌کند که همه چیز را بهتر می‌داند.