anmelden
ثبتنام کردن، اطلاع دادن، اعلام حضور کردن
Beispiele
- Der Bürgermeister hat sein Kommen telefonisch angemeldet.شهردار آمدنش را تلفنی اعلام کرد.
- Elvira meldet ihren neuen Wohnsitz bei der Gemeinde an.الویرا محل سکونت جدیدش را در شهرداری ثبت میکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی یا چیزی را (مثل خودرو، سکونتگاه، اختراع) بهطور رسمی ثبت یا اعلام کردن
- Ich muss mein Auto anmelden.من باید ماشینم را ثبت (پلاک) کنم.
- Sie hat ihren Sohn für die Schule angemeldet.او پسرش را برای مدرسه ثبتنام کرده است.
2
sich + für/zu + Dativ
ثبتنام کردن خود برای شرکت در یک دوره، رویداد یا مکان
- Ich möchte mich für den Deutschkurs anmelden.من میخواهم برای دوره آلمانی ثبتنام کنم.
- Hast du dich schon zum Sport angemeldet?آیا قبلاً برای ورزش ثبتنام کردهای؟