annehmen
قبول کردن، فرض کردن، استخدام کردن، حالت به خود گرفتن، رسیدگی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
قبول کردن، پذیرفتن (پیشنهاد، هدیه، بسته، دعوت)
- Ich nehme dein Angebot gerne an.من با کمال میل پیشنهاد تو را میپذیرم.
- Die Post nimmt das Paket an.اداره پست بسته را تحویل میگیرد.
2
Akkusativ / dass-Satz
فرض کردن، گمان کردن
- Ich nehme an, dass er pünktlich kommt.من فرض میکنم که او به موقع میآید.
- Nehmen wir an, es regnet morgen.فرض کنیم فردا باران ببارد.
3
Akkusativ
استخدام کردن، پذیرفتن (کارمند، متقاضی)
- Die Firma hat einen neuen Mitarbeiter angenommen.شرکت یک کارمند جدید استخدام کرده است.
- Er wurde bei der Bank angenommen.او در بانک پذیرفته شد.
4
Akkusativ
شکل، حالت یا رنگی به خود گرفتن
- Das Projekt nimmt langsam Gestalt an.پروژه کمکم شکل میگیرد.
- Die Situation nimmt eine ernste Wendung an.وضعیت یک چرخش جدی به خود میگیرد.
5
sich + Genitiv
رسیدگی کردن به کسی/چیزی، سرپرستی یا سرپناه دادن (sich annehmen)
- Er hat sich des waisen Kindes angenommen.او سرپرستی کودک یتیم را بر عهده گرفت.
- Die Ärztin nahm sich des Patienten sofort an.پزشک بلافاصله به وضعیت بیمار رسیدگی کرد.
6
Akkusativ
تصویب کردن، پذیرفتن (قانون، لایحه، درخواست)
- Das Parlament hat das neue Gesetz angenommen.پارلمان قانون جدید را تصویب کرد.
- Der Antrag wurde mit großer Mehrheit angenommen.درخواست با اکثریت آرا پذیرفته شد.