annotieren
حاشیهنویسی کردن، نشانهگذاری کردن (در زبانشناسی پیکرهای: افزودن فراداده به دادههای زبانی)
Beispiele
- Diese Entwicklung begann mit Korpora, deren Wörter von Hand mit Wortklasseninformation ''annotiert'' wurden.این توسعه با پیکرههایی آغاز شد که کلمات آنها به صورت دستی با اطلاعات کلاس کلمه 'نشانهگذاری' میشدند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
حاشیهنویسی کردن، توضیح اضافه کردن، یادداشتگذاری کردن
- Der Professor annotierte die Seminararbeiten seiner Studenten.استاد مقالات سمینار دانشجویانش را حاشیهنویسی کرد.
- Es ist wichtig, die Quellen sorgfältig zu annotieren.مهم است که منابع را با دقت یادداشتگذاری کنید.