فعل
دست به کار شدن، شروع کردن، کمک کردن
معانی و تعاریف anpacken:
- چیزی را با دست گرفتن یا لمس کردن
- کاری را با جدیت و انرژی شروع کردن یا به مشکلی رسیدگی کردن
- با کسی یا چیزی با جدیت و قاطعیت برخورد کردن یا به چالش کشیدن
جملات نمونه برای anpacken:
''Packen'' Sie den Jungen nicht so hart ''an!'' Sie renken ihm ja noch den Arm aus!
پسر را اینقدر محکم نگیر! دستش را از جا در میآوری!
Wenn wir alle ''anpacken,'' sind wir heute Abend fertig.
اگر همه دست به کار شویم، امشب تمامش میکنیم.
Los! ''Anpacken!'' Schluss mit lustig und Pause!
بجنب! دست به کار شو! بس است شوخی و استراحت!