anpissen

Aussprache: /ˈanˌpɪsn̩/
Wortzerlegung: an·pis·sen
فعل

(عامیانه، بی‌ادبانه) روی چیزی ادرار کردن، کسی را عصبانی کردن/به ستوه آوردن

Beispiele

  • Unser ewig besoffener Nachbar ''hat'' gestern schon wieder unsere Geranien ''angepisst.همسایه همیشه مست ما دیروز دوباره روی شمعدانی‌های ما ادرار کرد.
  • Gemeinsames Schicksal aller Denkmäler: daß die Hunde den Sockel ''anpissen.سرنوشت مشترک همه بناهای یادبود: اینکه سگ‌ها روی پایه آن ادرار می‌کنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ (vulgär)

کسی را به شدت عصبانی یا ناراحت کردن (بسیار عامیانه و توهین‌آمیز)

  • Hör auf, mich anzupissen!بس کن، منو عصبانی نکن!
  • Seine ständigen Beschwerden haben mich total angepisst.شکایات دائمی او مرا کاملاً عصبانی کرده بود.
2 Akkusativ (vulgär, wörtlich)

روی چیزی ادرار کردن (بسیار عامیانه و توهین‌آمیز)

  • Der Hund hat den Baum angepisst.سگ روی درخت ادرار کرد.
  • Pass auf, dass du nicht die Wand anpisst.مواظب باش که روی دیوار ادرار نکنی.