فعل
سر صحبت را با کسی باز کردن (معمولاً ناخواسته یا با لحن غیررسمی)
معانی و تعاریف anquatschen:
- سر صحبت را با کسی باز کردن (اغلب ناخواسته یا با نیت خاص)، مزاحم شدن
جملات نمونه برای anquatschen:
„Den tollen Typen in der Disco einfach ''anzuquatschen'' oder vor Kollegen mal eben einen Vortrag aus dem Stegreif zu halten – das liegt nicht jedem.“
صحبت کردن با فردی جذاب در دیسکو یا ارائه یک سخنرانی بداهه در مقابل همکاران - این کار برای همه آسان نیست.
Ein Fremder hat mich auf der Straße angequatscht.
یک غریبه در خیابان سر صحبت را با من باز کرد (یا مزاحمم شد).
Er quatscht immer die Mädchen in der Bar an.
او همیشه در بار با دخترها سر صحبت را باز میکند.