فعل
با دوچرخه آمدن، با دوچرخه رسیدن؛ با دوچرخه بر مشکلی غلبه کردن
معانی و تعاریف anradeln:
- با دوچرخه به سمت یک مکان یا شخص حرکت کردن
جملات نمونه برای anradeln:
Unter großem Gekicher ''sind'' Oma und Opa auf dem Tandem ''angeradelt.''
با خنده زیاد، مادربزرگ و پدربزرگ با دوچرخه دو نفره رسیدند.
Wir mussten uns nicht nur den steilen Berg hinaufquälen, sondern auch noch gegen stürmische Böen ''anradeln.''
ما نه تنها مجبور بودیم از کوه شیبدار بالا برویم، بلکه باید با دوچرخه بر بادهای شدید نیز غلبه میکردیم.
Er radelte schnell an den Bahnhof an.
او سریع با دوچرخه به سمت ایستگاه قطار رفت.