anrechnen

Aussprache: /ˈanˌʁɛçn̩/
Wortzerlegung: an·rech·nen
فعل

محاسبه کردن، در نظر گرفتن، لحاظ کردن (مثبت)

Beispiele

  • Man kann es Ihnen gar nicht hoch genug ''anrechnen'', dass Sie so selbstlos geholfen haben.نمی‌توان به اندازه کافی از شما قدردانی کرد که اینقدر فداکارانه کمک کردید.
  • Und diese Aussage hat man ihm dann als Verrat ''angerechnet''.و این گفته را به عنوان خیانت به او نسبت دادند.
  • Ich kann Ihnen den Gebrauchtwagen mit 500 € auf den Neuwagen ''anrechnen'', wenn Sie wollen.اگر بخواهید، می‌توانم استفاده از خودروی دست دوم را به مبلغ ۵۰۰ یورو در قیمت خودروی نو لحاظ کنم.
  • Das Wohnzimmer kann man sich nicht anteilig als Arbeitszimmer ''anrechnen'' lassen.نمی‌توان اتاق نشیمن را به طور نسبی به عنوان اتاق کار در نظر گرفت.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را به حساب آوردن، منظور کردن، اعتبار دادن (مثلاً در مورد زمان، پول، کار)

  • Die Arbeitszeit wird auf das Studium angerechnet.ساعات کاری برای تحصیل محاسبه می‌شود.
  • Man kann die Kosten für die Weiterbildung von der Steuer anrechnen.می‌توان هزینه‌های آموزش تکمیلی را از مالیات کسر کرد (به حساب آورد).
2 jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) als etwas (Akkusativ) anrechnen

چیزی را به حساب کسی گذاشتن (مثبت یا منفی)، چیزی را به عنوان یک ویژگی یا عمل به کسی نسبت دادن

  • Ich rechne es ihm hoch an, dass er so ehrlich war.من صداقت او را بسیار تحسین می‌کنم (به حسابش می‌گذارم).
  • Man sollte ihm seine Fehler nicht immer wieder anrechnen.نباید اشتباهاتش را همیشه به او یادآوری کرد (به حسابش گذاشت).