anrechnen
محاسبه کردن، در نظر گرفتن، لحاظ کردن (مثبت)
Beispiele
- Man kann es Ihnen gar nicht hoch genug ''anrechnen'', dass Sie so selbstlos geholfen haben.نمیتوان به اندازه کافی از شما قدردانی کرد که اینقدر فداکارانه کمک کردید.
- Und diese Aussage hat man ihm dann als Verrat ''angerechnet''.و این گفته را به عنوان خیانت به او نسبت دادند.
- Ich kann Ihnen den Gebrauchtwagen mit 500 € auf den Neuwagen ''anrechnen'', wenn Sie wollen.اگر بخواهید، میتوانم استفاده از خودروی دست دوم را به مبلغ ۵۰۰ یورو در قیمت خودروی نو لحاظ کنم.
- Das Wohnzimmer kann man sich nicht anteilig als Arbeitszimmer ''anrechnen'' lassen.نمیتوان اتاق نشیمن را به طور نسبی به عنوان اتاق کار در نظر گرفت.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به حساب آوردن، منظور کردن، اعتبار دادن (مثلاً در مورد زمان، پول، کار)
- Die Arbeitszeit wird auf das Studium angerechnet.ساعات کاری برای تحصیل محاسبه میشود.
- Man kann die Kosten für die Weiterbildung von der Steuer anrechnen.میتوان هزینههای آموزش تکمیلی را از مالیات کسر کرد (به حساب آورد).
2
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) als etwas (Akkusativ) anrechnen
چیزی را به حساب کسی گذاشتن (مثبت یا منفی)، چیزی را به عنوان یک ویژگی یا عمل به کسی نسبت دادن
- Ich rechne es ihm hoch an, dass er so ehrlich war.من صداقت او را بسیار تحسین میکنم (به حسابش میگذارم).
- Man sollte ihm seine Fehler nicht immer wieder anrechnen.نباید اشتباهاتش را همیشه به او یادآوری کرد (به حسابش گذاشت).