anreißen

Aussprache: /ˈanˌraɪ̯sn̩/
Worttrennung: an·rei·ßen
فعل

طرح اولیه زدن، باز کردن (بسته)، اشاره کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas anreißen)

کمی پاره کردن، شکاف کوچکی در سطح یا لبه چیزی ایجاد کردن.

  • Er riss die Verpackung nur leicht an.او فقط بسته بندی را کمی پاره کرد.
  • Der Nagel hat den Stoff angerissen.میخ پارچه را کمی شکافته بود.
2 Akkusativ (jemanden / etwas anreißen)

به موضوع یا نکته‌ای به طور خلاصه و گذرا اشاره کردن، سرنخی دادن یا بحث را شروع کردن (مجازی).

  • Der Redner riss kurz das Thema der Klimaerwärmung an.سخنران به طور خلاصه به موضوع گرمایش زمین اشاره کرد.
  • In seinem Vortrag hat er nur die wichtigsten Punkte angerissen.او در سخنرانی خود فقط به نکات اصلی اشاره کرد.