فعل
دادن، ارائه کردن، تقدیم کردن
معانی و تعاریف anreichen:
- چیزی را به کسی دادن یا رساندن، دست به دست کردن
- چیزی را با چیزی غنی کردن، افزودن مادهای به چیزی برای بهبود کیفیت
جملات نمونه برای anreichen:
„Ich habe von einem Luxushotel gehört, in dem die Angestellten sogar das Handtuch ''anreichen,'' wenn ein Gast aus dem Meer kommt – geht das nicht ein bisschen zu weit?“
«شنیدهام هتلی لوکس وجود دارد که در آن کارکنان حتی حوله را وقتی مهمانی از دریا بیرون میآید، به او 'میدهند' – آیا این کمی زیادهروی نیست؟»
Kannst du mir bitte das Salz anreichen?
میشه لطفا نمک رو به من بدی؟
Sie reichte ihm die Akten an.
او پروندهها را به او رساند.