anrotzen

Aussprache: /ˈanˌʁɔt͡sn̩/
Wortzerlegung: an·rot·zen
فعل

تف کردن به صورت کسی/چیزی، آب دهان انداختن به کسی/چیزی (عامیانه)

Beispiele

  • Pfui, dein Hund ''hat'' mich ''angerotzt!پوف، سگ تو مرا آب دهان انداخت!
  • Die New York Times hat nachgezählt, wie oft Trump Menschen, Institutionen und Länder ''angerotzt hat'' […].نیویورک تایمز محاسبه کرده است که ترامپ چند بار به افراد، نهادها و کشورها تف کرده است.

Bedeutungen

1 Akkusativ

با آب دهان به کسی/چیزی تف کردن، آب دهان انداختن روی چیزی/کسی (عاميانه، تحقیرآمیز)

  • Er hat das Buch angerotzt.او روی کتاب تف کرد.
  • Man sollte niemanden anrotzen.نباید روی کسی تف کرد.