anrucken

Aussprache: /ˈanˌrʊkn̩/
Wortzerlegung: an·ru·cken
فعل

شروع به حرکت کردن (ناگهانی و با تکان)

Beispiele

  • Die U-Bahn ''ruckte'' heftig ''an'' und die stehenden Fahrgäste verloren das Gleichgewicht.قطار شهری به شدت تکان خورد و مسافران ایستاده تعادل خود را از دست دادند.
  • Unser Kabel vom Staubsauger rollt sich nicht mehr richtig auf, aber wenn man einmal kurz am Kabel ''anruckt,'' klappt es wieder.کابل جاروبرقی ما دیگر به درستی جمع نمی‌شود، اما اگر یک بار کابل را کمی بکشید، دوباره کار می‌کند.

Bedeutungen

1 ohne Objekt / Akkusativ

با یک تکان یا ضربه ناگهانی شروع به حرکت کردن یا چیزی را به حرکت درآوردن.

  • Der Zug ruckte an und setzte sich langsam in Bewegung.قطار با تکان شروع به حرکت کرد و به آرامی به راه افتاد.
  • Er musste das schwere Möbelstück anrucken, um es zu verschieben.او مجبور شد به آن قطعه مبلمان سنگین ضربه بزند تا آن را جابجا کند.