anrudern
با قایق پارویی نزدیک شدن، پارو زدن به سمت
Beispiele
- Ein Boot, in dem ein paar junge Mädchen saßen, kam ''angerudert.قایقی که چند دختر جوان در آن نشسته بودند، پارو زنان نزدیک شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با پارو به سمت چیزی یا کسی حرکت کردن، به طرف چیزی پارو زدن
- Das kleine Boot ruderte langsam an das Ufer an.قایق کوچک به آرامی به سمت ساحل پارو زد.
- Wir mussten schnell an das Schiff anrudern, um es nicht zu verpassen.ما باید سریع به سمت کشتی پارو میزدیم تا آن را از دست ندهیم.